بچه ها چرا خاموشین؟
هنوزم سکوت؟
من میخوام داد بزنم
من موسوی رو دوست دارم شما چطور !؟
یه چیز دیگه گوشه گلوم گیر کرده که میخوام به یکی بگم.
ولی به هیچکی جرأت نکردم بگم.
کجایین؟
شما هم تو این شبای تاریک بی ستاره گم شدین؟
برگردین
من ستاره میخواد
من حرف قشنگ میخواد
من.....
من چیزایی میخواد که...
که...
من یادش نمیاد چی میخواد
پیازها را من رنده می کنم
که چشمه ی اشکم خشک نشود
سیب زمینی ها را تو پوست بکن
که شعبده می کنی با پوست
(عباس صفاری)
پ.ن: همیشه اونی که فک می کنی ،اونی نیست که فک می کنی
پ.ن : به شدت باید بی خیال تحلیل رفتارهای روزمره ی این مردم قابل پیش بینی شد. کلا!
دیشب یاد مسعود شستچی افتاده بودم
اینکه چطور مردم ایران به سادگی یه نفر رو به عرش میبرن...
یه آدم عادی که یهو مهم میشه... ولی هنوزم آدم خوبیه! فقط یه کم جوگیر شده!
اینکه چه آسون میشه توی این مملکت اشتباهی بود!!!
به نظر من ۹۰٪ ایرانی ها اشتباهی ان! اونجایی نیستن که باید باشن...
مثل من!
در کفش های ِ از راه مانده ام ٬
پیله بسته است ...
هی !
آدم که نباس با هر دختر خوبی که دید ازدواج کنه
وقتی پرنده ای رو معتاد میکنن که
فالی از قفس در بیاره و اهدا کنه اون فال رو به جویندگان خوشبختی
تا شاهدونه ای هدیه بگیره
پرواز قصه ی ابلهانه ایه.....
میگماااا
امسال اون توپ قشنگه که بنگ میکنه بعدش اون یارو مبگف آغاااااز ساااال فلان و نزد ؟ نه ؟؟
تولدش مبارک....
پ.ن : میترسم از اول بخونمش ...
تبخیر ِالکل ِودکا ٬ در فضا ...
معنای ِ وسیع ِ آزادی ٬
خلاصه می شود
در گیلاسی ...
حلقه
حلقه
دود
در میان ِ انگشتهای ِ ما .
به قدر خاکستر سیگارت ٬
دنیا کوچک می شود ...
تو هم کوچک می شوی ٬
به قدر نیاز دستهای من ...
ببین من سه حالت دارم :
1- وقتایی که غمگینم
2-وقتایی که شادم
3- وقتایی که عصبانیم
اما معمولا تو حالت چهارمم . وقتایی که با توام ==> قهوه ای قهوه ایم!
نه سپیده نه سیاه!
رنگ تخ...ی خاکستری
ازش خوشم نمیاد
سایه ِ من اینجاست ...
کَسی فِیس منو نمیبینه ، منم هرچی میخوام میگم .... رفیقام هم همینطور !
اینا رو که میبینین ، مثه من سهم ی از بلاگفا دارن !
ولی بگم سهم من گنده تر ه !
شروع . . . .
پ.ن : هیچ وقت شروع خوبی نداشتم ...